|
سلام به همگی قربونه همتون برم که با همه بی معرفتیام بازم می یاین سر می زنین راستش تو این مدت کسی که بلاگمو اپ می کرد ارش بود احتمالا این روند ادامه داره واسم دعا کنید زودتر بتونم بیام پیشتون دلم واسه اون روزا خیلی تنگ شده الان بعد یه مدت طولانی اومدم و کلی حرف دارم ولی وقتم کمه ارش جونم مرسی که بلاگمو اپ مش کنی بچه ها خیلی دوستون دارم امیدوارم بازم بتونم بیام کاش بودی تا دلم تنها نبود تا اسیر قصه فردا نبود کاش بودی تا فقط باور کنی بی تو هرگز زندگی زیبا نبود
چي بگم از كجا بگم / دردمو با كيا بگم بهتره كه دم نزنم / حرفي از عشقم نزنم از عشقي كه گم شد و رفت / عاشق مردم شد و رفت عشقي كه بي فروغ نبود / براي من دروغ نبود بغض نشسته تو گلوم / وقتي نشستي روبه روم من از خودم چرا بگم / مي خوام از اون چشا بگم خيره تو چشم مست تو / دست ميدم به دست تو دل از زمونه ميكنم / حرف دلم رو مي زنم چه حالتي داره چشات / نرگس بيماره چشات چشم تو خوابم مي كنه / مست و خرابم مي كنه وقتي نشستي رو به من / از عاشقي بگو به من بذار چشات دل ببره / اين جوري باشه بهتره چشات اگه پس نزنن چشماي سرسپرده مو ميشه فراموش كنم خاطره هاي مرده مو
خاك بي حاصل ، بارون خورده غنچه ي وا نشده ، پژمرده گل از آدم و عالم رونده تو رو چي از عاشقي ترسونده چرا از نگاه من بيزاري تو كه هستيمو تو دستات داري چرا از عاشقي حيروني چرا چرا قدرمو نمي دوني چرا ندونستي عاشقي چه رنگيه نمي دونستي به اين قشنگيه ندونستي و نمي دوني هنوز كه دلت يه عمره ، سخت و سنگيه دل من ساكته اما ميدونم هميشه بي سروسامون توئه چيزي از درد نميگه تا مرگ
به تو تبريك ميگم ، كه به تو باختم و زير پا له كردم دل خود ساخته مو به تو تبريك ميگم ، كه دلم پيش تو بود كه تموم زندگيم توي آتيش تو بود مگه چي خواستم ازت ، به جز عاشق بودن كه چشام براي تو آينه ي دق بودن بگو چي كم داشتم كه بريدي از دلم به كدوم مقصودات نرسيدي از دلم به تو تبريك ميگم كه بيخودي / توي زرق و برق دنيا گم شدي به تو تبريك ميگم گم شدنو / گل گل خونه ي مردم شدنو دلي غمگين تر از دل من هم مگه هست تو نشون من بده دل غمگين اگه هست تو صداي قلبمو نشنيدي اي واي مردم از چشاي تو ، ديگه از من چي ميخواي به تو تبريك ميگم به تسلاي دلم كه دل سنگيتو بذاري جاي دلم اين منم از دنيا مونده و وامونده اين منم كه هرچي داشت پاي تو سوزونده پاي تو سوزونده
كجاس بگو اون كه برات مي مرده كو اون كه قسم مي خورده كه دوست داره اما بجاش با يه قسم ، هرچي كه داشتي برده كو تنها شدي باز تُف سربالا شدي گذاشت و رفت ، ديدي دوست نداشت و رفت كجاس بگو اون كه برات مي مرده و هرچي كه داشتي برده كو اون كه يه باره اومد و آتيش به زندگيت زد و ازت بريد اون كه دل ساده و تنها تو به صلابه كشيد يادت باشه منتظر اون كه ميگه دردتو مي دونه نشي حرفاشو باور نكني ، هركي بياد نمك به زخمت مي زنه ساده ي دل داده ي من گول نخوري ، دوباره ديوونه نشي
اگه شكسته پاي من گريه نكن عصاي من هرچي شكسته بنويس به پاي گريه هاي من اگه تمومه طاقتت ، نمونده روز راحتت نگاه با صداقتت غنيمته براي من آينه و شمعدون نمي خوام ، من لب خندون نمي خوام هرچي كه خنده ست واسه تو ،هرچي غمه براي من بخند و از خنده بگو ، از غم بازنده بگو عمر بزرگوارتو تلف نكن به پاي من عشق منو مي خواي چه كار ، عذر و بهونه كم بيار
كاش قلبم درد پنهاني نداشت
چهره ام هرگز پريشاني نداشت كاش مي شد دفتر تقدير عشق حرفي از يك روز باراني نداشت كاش مي شد راه سخت عشق را بي خطر پيمود و قرباني نداشت
آموختم از بهار عشق را
از زمستان شادی را از پائیز غم را از تابستان امید را تنـــها آمده ام و تنـــــــــــــــــها خواهم رفت ...... دوست ندارم بگویم دوستت دارم دوست دارم که بدانی دوستت دارم
تو ديوونه رفتي يه شب بي نشونه تو خواستي كه قلبم پريشون بمونه واست گريه من ديگه بي امونه دل از درد عشقت يه درياي خونه مي خوام با تو باشم مي خوام با تو باشم هنوز عاشقونه ولي نازنينم چگونه چگونه چگونه چگونه من از سبزه سبزم ولي خسته خسته من از شهر عشقم ولي دل شكسته مي گفتم يه ابري يه همرنگ بارون يه بارونه رحمت واسه سبزه زارون مي خوام با تو باشم مي خوام با تو باشم هنوز عاشقونه ولي نازنينم چگونه چگونه چگونه چگونه مي خواستم بگم من كه عاشق ترينم تو فرصت ندادي تو فرصت ندادي تو فرصت ندادي حقيقت چه تلخه چه تلخه شكستن حقيقت همينه كه رفتي تو بي من كه رفتي تو بي من مي خوام با تو باشم مي خوام با تو باشم هنوز عاشقونه ولي نازنينم چگونه چگونه
|
درباره من
تماس با من گالری قالب آرشیو مطالبآذر 1388آذر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 کاربران آنلاین: بازديدها : |